وی از برجسته‌ترین زنان در تاریخ ایران قدیم بوده و دومین کسی می باشد

گفته شده‌است که آتوسا به‌ خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود آگاه بود و از حضور یونانیان و دیگر ملیت‌ها در دربار بسیار بهره می‌برد. اگر داریوش به منطقه‌ای لشگر می کشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل می شد و رئیس و مافوق همه در رأس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.

او لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، را گرفت. –اولین شخص آناهیتا بوده - زیرا این چنین لقبی کمتر به ملکه‌ها داده می‌شد. آشیل نمایشنامه‌نویس قرن پنجم پیش از میلاد در نمایشنامه‌ای با نام «ایرانیان» از آتوسا به‌عنوان بانوی بانوان یاد می‌کند. آتوسا خواندن و نوشتن را به‌خوبی می‌دانست، و نقش مهمی در آموزش درباریان داشت. پس از درگذشت کمبوجیه در راه بازگشت از مصر، داریوش یکم با آتوسا ازدواج می‌کند.
دلایلی را که برای این ازدواج اعلام کرده‌اند متفاوت است، ولی تاریخ‌نگاران در مورد تعدادی از آنها توافق نظر دارند:
* ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه می‌داد.
* از آنجا که آتوسا باهوش، با فرهنگ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می‌آمد.

آتوسا ملکه‌ی بیش از ۲۸ کشور آسیایی در زمان امپراطوری داریوش بزرگ بود و از وی به نام " شهبانوی داریوش بزرگ " یاد کرده‌اند. این زن نیک‌سیرت، پاک‌دامن و با خرد یکی از مهمترین نقش ها را در تاریخ با شکوه ایران و در دربار داریوش بزرگ اجرا می کرد. این گلبانوی ایران که شاعر و ادیب بود؛ به نوجوانان درس ادبیات پارسی می داد. وی بزرگترین نقش مهم را در امور مملکتی اجرا می کرد و در عین حال بهترین یاور روحی و روانی برای داریوش همسر تاجدارش بود. او در نبرد با شورشی‌ها و نیز یونانی ها، داریوش را همراهی می کرد و به شاه قدرت می داد.
هرودوت می‌گوید: «آتوسا از قدرت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود، داریوش یکم همواره از نصیحت‌های او بهره می‌جست. او حتی علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند.»هرودوت در یک نقل قول اغراق‌آمیز از آتوسا نقل می کند که او به

هرودوت می‌گوید: «آتوسا از قدرت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود، داریوش یکم همواره از نصیحت‌های او بهره می‌جست. او حتی علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند.»

داریوش شاه گفت: «چرا نشسته‌ای و عازم جنگ نمی‌شوی و سرزمین‌های دیگر را تسخیر نمی‌کنی. پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته‌است که عازم جنگ شود و به پیروزی‌هایی نایل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آن‌ها حکمرانی می‌کند.»
اگر چه گفته هرودوت اغراق‌آمیز می‌باشد ولی باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش است. گفته شده‌است که آتوسا به‌ خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود آگاه بود و از حضور یونانیان و دیگر ملیت‌ها در دربار بسیار بهره می‌برد. اگر داریوش به منطقه‌ای لشگر می کشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل می شد و رئیس و مافوق همه در رأس شورای سلطنت شهربانوآتوسابود.
آتوسا از داریوش‌شاه دارای چهار فرزند شد، که بزرگ‌ترین آن‌ها خشایارشا بود. اما آتوسا همسر اول داریوش یکم نبود و داریوش از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشا بزرگ‌تر بودند. مطابق قانون پادشاهی، پسر بزرگ‌شاه پس از او به پادشاهی می‌رسید. جالب توجه اینکه آتوسا آن قدر بر شوهر خود نفوذ داشت و به‌ حدی زیرک و با کیاست بود که توانست خشایارشا را پس از داریوش به پادشاهی برساند.
در زمان پادشاهی خشایارشا آتوسا به‌عنوان مادر پادشاه در امور دولت نظارت می‌کرد. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. گفته می‌شود آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم قرار دارد. پس از مرگ او خشایارشاه به دلیل ناتوانی‌هایی که از خود نشان داد نه تنها پیش زمینه قتل خود که مقدمات انحطاط سلسه بزرگ هخامنشی را نیز فراهم کرد.
منبع: فرخ‌زاد، پوران، زنان ایران از دیروز تا امروز، تهران، قطره،۱۳۸۱، ص۲۰

 

   

 

  آذرمیدخت

   

آذرميدخت (آزرميدخت) سی و دومين پادشاه ساسانی بود. وی همانند خواهرش پوران دخت زنی با کفایت و لایق بود.

 دو تن از دختران خسروپرویز به نام‌های پوران‌دخت و آذرمیدخت به پادشاهی رسیدند. آذر میدخت یکی از دختران خسرو پرویز بود.

به گزارش رسانه ایران، مجله الکترونیکی چارقد در یکی دیگر از سلسله مطالبش در باره ی زنان نامور ایران باستان می آورد: در سال ۶۳۱ ميلادی پس از "گشتاسب بنده" در جریان هرج و مرجی که بر کشور ایران حاکم بود توسط بزرگان کشور به شاهنشاهی ايران منصوب شد. آذرميدخت (آزرميدخت) سی و دومين پادشاه ساسانی بود. وی همانند خواهرش پوران دخت زنی با کفایت و لایق بود.

او برخلاف پادشاهان جاه‌طلب و خودخواه پیشین، خطر را پیش‌بینی

می‌کرد و می‌دانست اگر ناعدالتی و ظلم چون گذشته ادامه یابد کشور به سوی نابودی می‌رود، از این‌رو بزرگان را به حضور پذیرفت و به آنان گفت: «همه کارها را باید بر داد و آئین کنیم تا مردم در آسایش و رفاه قرار گیرند.»

او زنی با کیاست بود و به خوبی بر اوضاع نابسامان ایران در آن برهه آگاهی داشت، لذا برای برقراری آرامش در دربار آشفته زمان ساسانیان و برای جلوگیری از اغتشاشات داخلی گفت: «هرکس دوست‌دار من و نسبت به من وفادار باشد در پناه من خواهد بود و هرکس از پیمانم بگذرد سرش را بریده و بر دارش خواهم زد.»

دوران فرمانروایی وی بسیار کوتاه‌مدت بود ولی در همین زمان اندک اقتدار فوق‌العاده او در امر کشورداری باعث شد ایران آشفته آن زمان برای مدتی در آرامش و امنیت به سر برد.

هنوز مدت زیادی از فرمانروایی او نگذشته بود که «فرخ هرمزد» را که می‌خواست وی را به زور به عقد خویش در آورد با نیرنگ به دام هلاکت انداخت، سپس پسر فرخ هرمزد «رستم فرخ هرمزد» به خونخواهی پدر به جنگ وی رفت.

آذرمیدخت در جنگ شکست خورد. پس از شکست وی، رستم با قساوت تمام، ابتدا چشمانش را کور کرد و سپس او را کشت.

منابع:

- بوره که یی، صدیق، تاریخ کرد و کردستان، تهران، ۱۳۷۹.
- محمد جبار، عبدالجبار، زنان نامدار کرد، احمد محمدی، سنندج، محمدی،۱۳۸۰.
-آقاپور مقدم، رضا، زنان نامدارجهان، تهران، راز رضوان، ۲۰۰۸، ص۹۴.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  90/06/25ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط پیک صبا  |